نیمه گمشده...

طرف لکنت زبون داشته.زنگ میزنه اورژانس که بیان جنازه ی همسیاشو ببرن!

میگه:اااالو اااوورجانس ،این ههههمسسسایمووون ممممرده!

یه آمبولانس میفرررررستین؟!

...طرف میگه: آدرستون؟

یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه: ظظظظظ!

... ... ... طرف میگه :ظفر منظورته ؟

میگه: نننننننـــنه!

طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!

۲هفته بعد همین اتفاق میفته بازم طرف میگه :آدرستون؟

باز زبونِ یارو بند میاد میگه: ظظظ

ظ!

طرف میگه ظفر؟ میگه: ننننه!

باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!

۳! ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه:

اااااووووورژانس، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گند

گررررررفته یه آمبولانس بببفرستیییین!

طرف میگه :آدرستون؟!

باز زبون یارو بند میاد میگه: ظظظظ!

از اونور میگن :آقا منظورت ظفره؟!

طرف میگه :آآآآررررره آآآآشغااااال؛

آآآآررره کککککثافت

ککشووووندم آورددددمش ظفرببییییا بببرش

 

پ.ن: اینو یه جایی خوندم کلی خندیدم، شمام بخندیدعصبانینیشخند

پ.ن 1: دیشب یه سری برنامه ریزیا کردم اگه بتونم عملیشون کنم اوضاع کارم درست میشه، پس بیایید بهم نه بببخشید با هم بخندیمنیشخند

پ.ن 2:اصن این چند روز هرکی از دوستای دبیرستانمو میبینم یا بچه به بغل میبینم یا بچه در شکم یا دست در دست شوهرمتفکر اصن افسردگی گرفتم شدیدنیشخند

پ.ن 3: از اونجایی که بعد از سالها تلاش من موفق نشدم نیمه ی گمشدمو پیدا کنم پس با یه حساب سرانگشتی میشه نتیجه گرفت که خدا منو کامل آفریده یحتمل نیمه ندارمنیشخند پس راحت به زندگیم ادامه میدمزبان

/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانیه محمودی

این هفته، هفته ی بهترین دوسته بهترین دوست تو کیه؟ این مطلب رو واسه ی همه ی دوستای خوبت بفرست حتی واسه من. ...البته اگه یکی از دوستای خوبت حساب میشم. ...ببین چند تا پس میگیری. اگه بیش از 7 تاگرفتی پس واقعا محبوبی. ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ -♥♥...

محمد

[خنده]به حال بید بید عمو جان چه خبرته شما همچنان جوجو هستی چه خبرررررره ظظظظظظظ[نیشخند]

آرام

پس نظر من کو؟؟ [ناراحت]

فارغ

[لبخند][نیشخند]مدت ها بود این جوری نخندیده بودم. ممنون

چوب كبريت

مريمي زودتر بيا به بازي وبلاگي برسي اطلاع رساني كن تا بقيه هم بتونن شركت كن

محمد

اصلا شک نکن که کامل نیستی!!! [نیشخند] راحت زندگی کن [لبخند]

مهدی

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد. لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند. لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد. لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .» لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند. (که یه ساعت مجبور شی بعدش توضیح بدی بابا به خداا عمق فاجعه این قدر نبود ) لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد. لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد. لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد. ( هر دفعه که مییای بشینی با کله میری سمته در ورودی ) لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است. حالا خدایی مریم خانم مگه میشه اینجا احساس غریبی نکنی؟[نیشخند]