...........

به دریا میروی؟؟؟؟؟

.

.

.

.

آفتابه را با خود ببر

 

پ.ن: اصن یه وضیهف این جمله که گفتم دقیقاَ اندر احوالات خودم بود. یادتونه یه بار گفتم ال سی دی گوشیم سوخته؟؟؟؟ خب بنده این گوشی رو به یه تعمیرات موبایل بردیم ایشان برخلاف نظر بنده که گفتم ال سی دی را تعویض کن آن را تعمیر کردند و این گوشی 2 روزی که در دست بنده بود به همان حالت در آمد یه چند روزی گذاشتمش کنار دوباره بردمش واسه تعمیر و گفتم آقا این عمر خودشو کرده خواهشا ال سی دی را حتی اگه قابل تعمیره شما تعویض بفرمایید و ایشان گفتند چشم خلاصه شنبه ما بعد از فراغت از اندکی از گرفتاریها رفتیم و گوشی را گرفتیم و کلی هم پول واسش ژیاده شدیم تا مثل اولش شد آقا ولی چشمتون روز بد نبینه دیروز گوشی از جیبمان سقوط کرد و ال سی دی چنان ترکی برداشت که دیگر روشن نشدگریه آخه خداوکیلی با این احوال من حالم میتونه خوب باشه؟؟؟؟ آره؟؟؟ ولی من حالم خوبهنیشخندنیشخند

پ.ن 2: دنبال یه جوک خوب میگشتم دور هم بخندیم دیدم همشون جوکای بی ادبین بیخیال شدم گفتم همینطوری الکی بخندیم. میدونم هممون درگیر مشکلات زندگی شدیم ولی نباید خنده را فراموش کنیمنیشخند

پ.ن 3: از همین تریبون به همتون قول میدم که بالاخره یه روز خوب میادمژه

/ 4 نظر / 13 بازدید
شتاو

سلام مریمممممممممم جووووووووووون ببین هروقت یه گوشی خراب بشه تا مدتهای مدیدی طول میکشه، مگه اینکه یه نو بخری... به سر آمده حکیم است[نیشخند] حالا من حکیم شتاو میباشم، نفر بعد لدفن[پلک] آره منم منتظر اون روز خیلی خوبم...[منتظر]

هانیه محمودی

سلام مریم گلم خوبی؟مامانت بهتره؟ راسش من مدتیه وب نمیام.تا سوم بهمن ک امتحانام تموم میشه این روند ادامه داره.اما یه روز ک اومده بودم بت سر بزنم پستی ک راجع ب مامانت گذاشتیو دیدم و خیلی ناراحت شدم.کلی واسش دعا کردم.از اون روز ب بعد چند بار اومدم ببینم پست جدید درباره بهبودیش گذاشتی یا نه ک خداروشکر دیدم گذاشتی.خیلی خوشالم.ایشالا همیشه همتون شادو سالم باشین. راستی دلم برات تنگ شده بوت تـــــــ[ماچ] 2 تا از امتحانامو عالی دادم.6 تا دیگه مونده.واسم بدعا.[خرخون] بای تا های[خداحافظ]

محمد

خدا رحمتش کنه[نیشخند]

مهدی

سلام[قهر] پ.ن:چرا شعار الکی میدی؟[عصبانی] پ.ن:ممنون که تو این مدت اینهمه احوالمو پرسیدی[ابرو] هوا خیلی سرد بود[اوغ] تو مغازه هم بخاری نداشتم [ابرو] وقتی رفتم خونه همه جای بدنم مث یه تیکه یخ شده بود[راک] اولین کاری ک کردم،رفتم اتاق فکر[عجله] خیلی به فکر کردن نیاز داشتم[اضطراب] قبل از من ...[چشمک]... رفته بود برا فکر کردن[نیشخند] کارم که تموم شد.شیلنگو برداشتم و آب گردمو باز کردم [مغرور] دیدم از شیلنگ بخار میاد[متفکر]،ولی اهمیت ندادم[ابرو] 5ثانیه اول هیچی نفهمیدم [بغل]ولی تا 5 ساعت بعدش.[وحشتناک]... [گریه][گریه] پ.ن: اونوقت شما اینجا نشستین و میگین که:[عصبانی] به همتون قول میدم که بالاخره یه روز خوب میاد[پلک] [عصبانی]