مث آدم چطوریه...

ای بابا داره ساعت دو میشه و من همچنان بیدارم یه مدت عادت کرده بودم 12 بخوابما زبان

تا بیدارم یه چیزی تعریف کنم: پسر همکارم هفت سالشه اومده بود پیشم (هر وقت میاد اداره همش تو اتاق منه کلی باهم حرف میزنیم) بعد گفت خاله بیا کنارم وایسا ببینم قدم چقد بلند شده بعد من وایسادم کنارش هی تکون میخوردم یهو گفت خاله مث آدم وایسا نیشخند منو میگی دلمو گرفته بودم از خنده یه گاز محکم از لپش گرفتم نیشخند

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پارسا

ای ول به مریم دو روز که به وبش سر نزنی بخوای خودتو باش به روز کنی باید یه نیرو کمکی بگیری واسه خوندن پستای باحالش . ولی من میخوام تنهایی بخونم تا بیشتر حالشو ببرم ...[نیشخند]

پارسا

کجایی مریمی ؟ تو کمایی ؟ نیستی ؟[نیشخند]

پارسا

دگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی [گل]

مهدی

سلام بر استاد خودوم[نیشخند] بی معرفت تو معلومه کجا هستی دگه به ما سر نمزنی.فک کنم همش تو اتاق فکری نه؟؟؟؟[نیشخند] یه کم از اون مرکزدانش بیا بیرون و به ما بی سوادا هم سری بزن استاد[نیشخند][خنده]

M_A_H_E(ستايش)

پاييزاست وهوا پرشده از دوستت دارم هايى كه به بادها سپرده ام كاش پنجره ات باز باشد[لبخند] سلام ،من برگشتم خوشحال مى شم بهم سربزنى ولينكم كنى بااسم جديدم[گل]

شتاو

کوجایی دخترم؟ بیا وبم عسک گذاشتم

محمد

خوبه یکی بچه آینده شما رو گاز بگیره؟! [نیشخند] نکن خانم نکن [گاوچران]

مرتضی

از قدیم گفتن حرف راست رو باید از بچه شنید!!!!![زبان][خنده][گل]

مهدی

سلام بر استاد و دوست قدیمی و بی وفای ما مریم خانم خیلی بی معرفت شدیا نباید یه یادی از شاگردای قدیمی هم بکنی؟[ناراحت] ولی جدا این چنتا پستتو ک خوندم یه چیزو مطمئن بودم مطمئن تر شدم اونم این که تو آدم بشو نیسی[نیشخند]

محمد

یکی میزدی پس کلش میگفتی خو تو هم مثل آدم واسا دیگه[خنده] با پسرا باید اینجوری بود